غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
38
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شكم * باميد گوهر دريدند هم و چنگيز خان از ترمد بحدود لنكرت و سامانه رفته زمستان آنجا بود و فوجى از سپاه را ببدخشان فرستاد تا آن مملكت را نيز مانند ساير ولايات خراب كردند و در اول بهار از معبر ترمد گذشته روى به طرف بلخ نهاد و آن بلده در معمورى بمثابهء بود كه در نفس شهر و قرى هزار و دويست جا نماز جمعه ميگذاردند و هزار و دويست حمام راحت انجام در آن امكنه و مقام موجود بود زبدة الاوليا خواجه ناصر الدين ابو نصر پارسا قدس سره ميفرمودهاند كه در وقت استيلاى چنگيز خان پنجاه هزار كس از سادات و مشايخ و علما و موالى در بلخ اقامت داشتهاند القصه چون اشراف و اعيان از قرب وصول چنگيز خان وقوف يافتند با ساورى و پيشكش باستقبال شتافتند و بنابر آن كه در آن ايام سلطان جلال الدين در ولايت غزنين لشگرى پرخشم و كين جمع آورده در ميدان خلاف و عناد جولان مىنمود بلخيان را اظهار اطاعت و انقياد فايدهء نداد و هركه در آن ولايت بود بضرب تيغ مغولان غرقه به خون گشته از پاى درافتاد بيت همه بلخ را چون كف دست كرد * عمارات عاليش را پست كرد و آن خان بهرام انتقام سپهر احتشام بعد از تخريب قبة الاسلام تولى خان را بولايات خراسان نامزد كرده خود بطالقان رفته و اهالى طالقان در حصار بركشيده بقدم جنك و جدال پيش آمدند و بنا بر استحكام آن مقام مدت محاصره امتداد يافته پس از مراجعت تولى از خراسان و اجتماع لشگرها صورت تسخير روى نموده هركس در آنجا بود گشته گشت آنگاه چنگيز خان جهت دفع سلطان جلال الدين مينكبرنى به طرف غزنين در حركت آمده بهر شهر كه رسيد از آبادانى اثر نگذاشتى و در ميان تيغ از هيچ ذى حياتى دريغ نداشت زيرا كه يكى از اولاد جغتاى خان به زخم تيغ اهالى آن مكان كشته گشته بود و چون چنگيز خان در كنار آب سند بسلطان جلال الدين رسيد و مهم او را بموجبى كه در ضمن وقايع خوارزمشاهيان سمت تحرير يافت بتفصيل رسانيد بلانويان را با دو تومان لشگر بصوب هندوستان فرستان و آن بلا ناگهان در اعمال و مصافات لاهور و ملتان بقتل و غارت اقدام نموده بازگشت و بچنگيز خان پيوست . ذكر توجه تولى خان بجانب خراسان و بيان خرابى بعضى ديگر از ولايات ايران در آن اوان كه چنگيز خان از قتل و غارت قبة الاسلام بلخ بازپرداخت پسر خورد خود تولى خان را به طرف خراسان روان ساخت و تولى با هشتاد هزار سوار كه عشر لشگر چنگيز خان بود نخست بمرو شاهجان رفت و در آن وقت مجير الملك شرف الدين مظفر كه در سلك اركان دولت سلطان محمد خوارزم شاه منتظم بود در آن بلده حكومت مىنمود و جمعى كثير از ابطال رجال در ملازمتش بسر ميبردند و آلات و ادوات حرب و قتال بسيار داشتند و چون تولى خان به ظاهر آن بلده معموره رسيد مجير الملك بغرور موفور در مقام مقاتلت و